تبليغاتX
امانت الهي - 9 و 10 ماهگي گل پسرم



















Blog | Profile | Archive | Email | Design by | Name Of Posts


امانت الهي

محمدصالح عزیزدل مامان و بابا

 به نام خدای مطلق بی نیاز

بازهم ترا شکر و سپاس گویم بخاطر نعمتهایی که به ما ارزانی داشتی

Just_Cuz_13.gifمحمدصالح عزیزم دیگه ماشاا.. داری همه چیز رو می فهمیااااااا و از هم تشخیص میدی....Just_Cuz_13.gif

قربون اون ذوق کردنات برم..... 

بیچاره بابا جرات نمیکنه تو خونه به من نگاه کنه چون خیلی مامان رو دوست داری و میگی مامان فقط مال منهLaie_7.gif

ای شیطون بلا

      

از عروسکات بدت میاد و کمی حسودی میکنی بهشون

وای چه پسر بدی شدی چرا گریه میکنی؟

یه سگ داری که بابا بهش میگه آمیگو.شما خیلی اونو دوست داری و باهاش بازی میکنی

الهی قربونت برم که اینقدر لثه هات می خاره و همش ما رو گاز میگیری.......الان ۲ تا دندون از پایین در آوردی و ۲تا هم از بالا

داخل روروک بازی میکنی و از سینه خیز رفتن خیلی بدت میاد. البته گاهی اوقات هم جیغ های بنفش میکشیloveshower.gifکه بابا مامان بیان منو از داخل این روروک بیارین بیرون.

چرا منو با بند بستین به مبل .الان با باسن حرکت میکنی و جلو میری

قند عسلم خیلی سعی میکنی که بایستی وقتی میای کنار ما شروع میکنی گرفتن و بالا کشیدن خودت.........

با هر آهنگ هم خودتو سریع تکون میدی......

صبحها زرده تخم مرغ را با بیسکویت مخلوط میکنیم و بهت میدیم آخه طعم تخم مرغ را دوست نداری البته این کشف بابایی بود.دستش درد نکنه. 

آبمیوه هم آب سیب و پرتغال و هویج و موز را خیلی دوست داری برات می ریزم تو لیوان نی دار شما هم قورت قورت می خوری.

ماشاا.. دفعه اول که نی رو گذاشتم تو دهنت راحت تونستی مک بزنی....

از اواخر ۸ ماهگی دیگه صحبت میکنی به من میگی مم و به بابا میگی بب گاهی اوقات هم لبات رو روی هم فشار میدی میگی بابا

خلاصه اینکه از اول سال موندی پیش بابا

بابای رو گاهی خیلی خسته میکنی .راستش دلمون نمیاد با این سن کمت شما رو مهد بزاریم

دست بابا درد نکنه خدا خیرش بده  

+نوشته شده در جمعه 1388/02/25ساعت9:47توسط ماماني | |