تبليغاتX
امانت الهي - اولين عيد(سال88)



















Blog | Profile | Archive | Email | Design by | Name Of Posts


امانت الهي

محمدصالح عزیزدل مامان و بابا

                                                       بنام خداي مهربون و خالق ما ني ني هاي خوشگل و كوچولو 

عيد امسال هم اومد مثل سالهاي گذشته ولي با يه تفاوت خيلي زيبا

            آره........ اومدن محمدصالح به جمع خانوادمون     خداجونم بازم شكرت........ 

مامان و بابا ودائي اومدن پيشمون . بهت عيدي دادن و كلي باهات بازي كردن. ما به خاطر فسقلي نتونستيم امسال جايي بريم.دائي ماني و زن دائي هم ۲ روز آخر از شمال كه برميگشتن اومدن پيشمون.

روز ۱۳ هم رفتيم پارك....اينم عكسش

 

  عزيزكم تو همچنان عاشق دايي هستي و باهاش ميرقصي .ماست و پرتغال هم خيلي دوست داري فعلا پيش بابا موندي روز اول خيلي بهونه منو ميگرفتي  بطوريكه بابا شب سر درد گرفته بود...

ولي روز به روز داري به بابا عادت ميكنی. وقتي ميام سركار و زنگ ميزنم خونه و صداي جيغ هاي تو رو میشنوم دلم خيلي برات زف ميره الهي قربونت برم شيرين زندگيموقتي برميگردم از سركار حسابي شير مي خوري بعد باهم ميخوابيم بعد از خواب بهت آبميوه ميدم با قطره آهن و سوپ

اميدوارم امسال سال خوبي براي همه مردم باشه......انشاا..

 

+نوشته شده در سه شنبه 1388/01/18ساعت7:46توسط ماماني | |